پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی

عیش تمام ما را بس زان دو جام نیمی

روشن جبین توست این یا خود طلوع کرده

از مطلع سعادت ماه تمام نیمی

گفتم ز ذکر نامت یابم ز خود رهایی

از خود تمام رستم ناگفته نام نیمی

تا ماه عید باشد شبهای عاشقان را

بنمای زان دو ابرو هر وقت شام نیمی

از سوز سینه پختم دیگ امید لیکن

از سردی رقیبان مانده ست خام نیمی

زین نیم جان که دارم دشوار زنده مانم

پیش آر لب کزو هم گیرم به وام نیمی

نبود ز هر لب تو یک بوسه حد جامی

یک بوسه بس ز هر دو از هر کدام نیمی

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.