پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۶

بیمار تو شدم به عیادت نیامدی

سوی مرید خود به ارادت نیامدی

رنجوریم فزود چو در پرسشم قدم

رنجه نکردی و به عیادت نیامدی

گویند در ثواب عیادت عبادت است

قصد ثواب را به عیادت نیامدی

از بخت نامساعد من ای همای قدس

برمن فکنده ظل سعادت نیامدی

هرگز به حسن ماه نسنجید خویش را

کز وی چو آفتاب زیادت نیامدی

عاشق کشی به تیغ جفا عادت تو بود

با ما چه شد که بر سر عادت نیامدی

جامی به شهد و شیر چو هر بوالهوس نمیر

گر تیغ عشق اهل شهادت نیامدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۸ای ز غمهای تو با مردن برابر زندگی
  2. شمارهٔ ۴۸۹ای که به شیرین سخنی نرخ شکر می شکنی
  3. شمارهٔ ۴۹۰ای سپهر از هجر یارم سوختی
  4. شمارهٔ ۴۹۱دو ساعد تو که آیین هر دو هست یکی
  5. شمارهٔ ۴۹۲ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی
  6. شمارهٔ ۴۹۳دی جعد عنبر افشان برماه بسته بودی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.