پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۰

هیچ ازین مبتلا نمی پرسی

چیست موجب چرا نمی پرسی

نیست پروای حال بنده تو را

وز برای خدا نمی پرسی

وقت بیگانگان خوش است بسی

کز من آشنا نمی پرسی

همه جا بر تو راه می گیرم

هرگزم هیچ جا نمی پرسی

پادشاهی کس از تو چون پرسد

که چرا از گدا نمی پرسی

به طفیل سگان بپرس از من

گر از ایشان جدا نمی پرسی

حال جامی وفاست با سگ تو

حال اهل وفا نمی پرسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۲مشک تر بر برگ گل سودی بلای جان شدی
  2. شمارهٔ ۴۸۳چو گرد ماه خط مشکبو بگردانی
  3. شمارهٔ ۴۸۴در کمندت به گرفتاری من نیست کسی
  4. شمارهٔ ۴۸۵بپوش خط بناگوش نازنین کسی
  5. شمارهٔ ۴۸۶بیمار تو شدم به عیادت نیامدی
  6. شمارهٔ ۴۸۷نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری
  7. شمارهٔ ۴۸۸ای ز غمهای تو با مردن برابر زندگی
  8. شمارهٔ ۴۸۹ای که به شیرین سخنی نرخ شکر می شکنی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.