پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

دی آن چه شکل بود که از ره برآمدی

بر دیده جلوه کردی و در جان درآمدی

رفتی و بود روی تو از مهر و ماه به

منت خدای را که ازان بهتر آمدی

بیمار بودم از غم هجران طبیب وار

پا رنجه ساختی و مرا بر سر آمدی

تا جان دمی به قالب جان داده فراق

همچون مسیح با دم جان پرور امدی

رفتار تو ز خسته دلان جان همی برد

جانها فدات بر روش دیگر آمدی

نبود به راه تو ز لطافت نشان پای

گویی فرشته وار به بال و پرآمدی

جامی نوشت بهر تو دیوان خود چو دید

کز خیل نو خطان همه سردفتر آمدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵زما همی گذری و به ما نمی نگری
  2. شمارهٔ ۴۷۶دل مرا ز هزار آرزو بگردانی
  3. شمارهٔ ۴۷۷ای کاش من برآن سر کو خاک بودمی
  4. شمارهٔ ۴۷۸دیدمی دیدار آن دلدار رعنا کاشکی
  5. شمارهٔ ۴۷۹ماییم و خاکساری و عجز وفتادگی
  6. شمارهٔ ۴۸۰هیچ ازین مبتلا نمی پرسی
  7. شمارهٔ ۴۸۱سوی بیمار خود ای جان جهان دیر آیی
  8. شمارهٔ ۴۸۲مشک تر بر برگ گل سودی بلای جان شدی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.