پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳

ای نامزد به نام تو درنامه قبول

یا ایها النبی و یا ایها الرسول

باران رحمتی تو که از آسمان جود

بر عاشقان تشنه جگر کرده ای نزول

کی در حریم حرمت جاه و جمال تو

هر یاوه گرد را رسد اندیشه دخول

حاشا که از تو روی نتابم خلیل وار

چون نیست آفتاب تو را آفت افول

هر چند رفت طاقتم از جان و جان ز تن

والله لیس حبک عن مهجتی یزول

گر کاذب است دعوی عشق تو بهر چیست

فی عینی البکاء و فی جسمی النحول

در سر هوای عشق تو جامی کشیده است

سر در گلیم فقر به پیغوله خمول

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵نَفَحاتُ وَصلکَ اَوقَدَت جَمَرات شَوقکَ فِی الحَشا
  2. شمارهٔ ۶خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا
  3. شمارهٔ ۷از لعل تو عمت العطایا
  4. شمارهٔ ۸گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها
  5. شمارهٔ ۹بندم به سینه دمبدم از سیم مژگان تارها
  6. شمارهٔ ۱۰چرخ کبود هرشب و رخشان ستاره‌ها
  7. شمارهٔ ۱۱کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها
  8. شمارهٔ ۱۲شراب لعل باشد قوت جان‌ها قوت دل‌ها
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.