پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

مرا نیست بر خوردن باده باعث

بجز غفلت از عالم پر حوادث

چه جمعیت آید ز گردنده چرخی

که بر وضع واحد دوان نیست لابث

بده ساقیا می که بی بهره از وی

بود در همه شغل لاهی و عابث

ازان می که کنیت ابوالطیباتش

سزاوار باشد نه ام الخبائث

ازان می که سوگند تائب نگردد

ز شربش به شرع خردمند حانث

ازان می که مغنیست در کسب دانش

ز بسط اقاویل و طول مباحث

به می صرف کن جامیا هر چه داری

مکن صرفه چون ممسکان بهر وارث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵یار اگر در بست بر رویت چه باشی در حرج
  2. شمارهٔ ۱۳۶چنین که سالک ما می نهد قدم کج مج
  3. شمارهٔ ۱۳۷به مهر و ماه فلک کودکیست بازی سنج
  4. شمارهٔ ۱۳۸ای ز تو قیل و قال ما همه هیچ
  5. شمارهٔ ۱۳۹قد بدا نور فالق الاصباح
  6. شمارهٔ ۱۴۰هر لحظه نمایی به لباس دگرم رخ
  7. شمارهٔ ۱۴۱برآ به پای خرد گرد آن برآمده کاخ
  8. شمارهٔ ۱۴۲می رسد از دولت عشقم مدد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.