پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

از دو چشم تو مست بسیار است

وز لبت می پرست بسیار است

همچو از عشق توبه ما را

طره ات را شکست بسیار است

کم بود چون دو ساعدت هرچند

دست بالای دست بسیار است

غمزه ات را به قتل خسته دلان

تیر رفته ز شست بسیار است

باغ لطفی و از سنان ستم

گرد تو خاربست بسیار است

به هوای تو از سحرخیزی

ذوق اهل نشست بسیار است

رد مکن نقد هستی از جامی

کز گدا هرچه هست بسیار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸شیوه عقل از دل دیوانه بیرون کردنیست
  2. شمارهٔ ۵۹از تنگهای شکر ناب آن دهن به است
  3. شمارهٔ ۶۰به غمزه چشم تو درس ستمگری آموخت
  4. شمارهٔ ۶۱آن غمزه زن چو گرد گلستان برآمده ست
  5. شمارهٔ ۶۲داد از تو که هیچت روش داد نمانده ست
  6. شمارهٔ ۶۳رند دردی کش که با می دارد ایمانی درست
  7. شمارهٔ ۶۴نماند جا که تر از ابر دیده ما نیست
  8. شمارهٔ ۶۵راهت از دیده رفتنم هوس است
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.