پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

کهن رواق فلک منزل اقامت نیست

حریم کجروشان جای استقامت نیست

نشسته شاد به بزم طرب بدان ماند

که خواجه معتقد نشئه قیامت نیست

به شیخ شهر شو ای سالک کرامتجوی

که رند مصطبه را طاقت کرامت نیست

ز غیر باده پرستی دلا پشیمان باش

که توبه پیش محقق بجز ندامت نیست

به حکم عقل بود عاشقی جنایت لیک

جنایتی که در او بر کسی غرامت نیست

بود علامت عرفان ز اعتراض اعراض

نه عارف است مقلد کش این علامت نیست

به چارسوی ملامت قدم منه جامی

که مأمنی بهت از گوشه سلامت نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴دلم نقطه درد افتاده است
  2. شمارهٔ ۵۵بیدلی را بلایی افتاده ست
  3. شمارهٔ ۵۶از دو چشم تو مست بسیار است
  4. شمارهٔ ۵۷خط به گرد رخت درآمده است
  5. شمارهٔ ۵۸شیوه عقل از دل دیوانه بیرون کردنیست
  6. شمارهٔ ۵۹از تنگهای شکر ناب آن دهن به است
  7. شمارهٔ ۶۰به غمزه چشم تو درس ستمگری آموخت
  8. شمارهٔ ۶۱آن غمزه زن چو گرد گلستان برآمده ست
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.