پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

ای شده روی زمین زیر زمینم بی تو

روی بنما که عجب بی دل و دینم بی تو

نه تو را رحم که یکجا بنشینی با من

نه مرا صبر که یکدم بنشینم بی تو

چون روم طوف کنان روز فراقت به چمن

جز گل حسرت و اندوه نچینم بی تو

بر سر راه تو بیمار فتم بو که ز دور

بینی از گوشه چشمی که چنینم بی تو

از درت دور به بتخانه چین رو چه نهم

نقش دیوار بود صورت چینم بی تو

زودتر وعده دیدار وفاکن که مباد

غارت مرگ درآید ز کمینم بی تو

گفته ای چند به دیوار کند جامی روی

نکنم روی به دیوار چه بینم بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸بر رخت گل گل که تأثیر شراب انداخته
  2. شمارهٔ ۲۶۹بود جمله لطف آن زنخدان ساده
  3. شمارهٔ ۲۷۰بر سر کویت ز من خشک استخوانی مانده
  4. شمارهٔ ۲۷۱بیا ساقی که شد با می پرستان عهد گل تازه
  5. شمارهٔ ۲۷۲ای ز غمزه چشم تو بر جان و دل ناوک زده
  6. شمارهٔ ۲۷۳حلقه زلف را گشاد مده
  7. شمارهٔ ۲۷۴تو پریرویی و عالم ز تو پر دیوانه
  8. شمارهٔ ۲۷۵ای ز چشمم اشک خونین ریخته
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.