پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

شد وقت گل به باده مرا طیلسان گرو

با زاهدان به توبه چه دارم زبان گرو

ماه زمین تویی چه عجب گر به نزد حسن

ماه زمین برد ز مه آسمان گرو

بوسی به نسیه ام بده از لب که می نهم

پیش تو در برابر آن نقد جان گرو

در داستان عشق تو بگذشت عمرها

رفتیم و دل هنوز بدین داستان گرو

رسوای کودکان شدم آری بدین سزاست

پیری که دل کند به غم هر جوان گرو

بی مهری است عادت تو وای آن که کرد

خاطر به دلبری چو تو نامهربان گرو

جامی به دور لعل لبت وجه می نداشت

تسبیح و خرقه کرد به کوی مغان گرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷ای ترک نازنین بشکن گوشه کلاه
  2. شمارهٔ ۲۶۸بر رخت گل گل که تأثیر شراب انداخته
  3. شمارهٔ ۲۶۹بود جمله لطف آن زنخدان ساده
  4. شمارهٔ ۲۷۰بر سر کویت ز من خشک استخوانی مانده
  5. شمارهٔ ۲۷۱بیا ساقی که شد با می پرستان عهد گل تازه
  6. شمارهٔ ۲۷۲ای ز غمزه چشم تو بر جان و دل ناوک زده
  7. شمارهٔ ۲۷۳حلقه زلف را گشاد مده
  8. شمارهٔ ۲۷۴تو پریرویی و عالم ز تو پر دیوانه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.