پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

نگارا ز درماندگان یاد می کن

خدا را ز درماندگان یاد می کن

چو درمانده موریم افتان به راهت

سوارا ز درماندگان یاد می کن

چو اخلاص اهل ارادت نداری

ریا را ز درماندگان یاد می کن

چو بر محرمان شربت وصلت افتد

گوارا، ز درماندگان یاد می کن

پی پرسش دوستان چون فرستی

صبا را، ز درماندگان یاد می کن

گه قسمت از طره تار تارت

بلا را ز درماندگان یاد می کن

چه یارای جامی که سویت نویسد

که یارا ز درماندگان یاد می کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹بیا ای شهره در عشقت به شهر حسن مشهوران
  2. شمارهٔ ۲۵۰تیغ مژگان را به خون عشقبازان تیز کن
  3. شمارهٔ ۲۵۱هرگز ندیدم رسم حبیبان
  4. شمارهٔ ۲۵۲ساغر مه نو باشد خالی شده مپسند آن
  5. شمارهٔ ۲۵۳ای در دهن تنگت جلاب شکر پنهان
  6. شمارهٔ ۲۵۴ریزد شکر لبت به خط سبز در سخن
  7. شمارهٔ ۲۵۵بود خیال تو یارم چه یار بهتر ازین
  8. شمارهٔ ۲۵۶دلاکرشمه آن شاه نازنینان بین
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.