پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

بود خیال تو یارم چه یار بهتر ازین

وفا به عهد تو کارم چه کار بهتر ازین

چو بت پرست رخت دید گفت نامده است

بتی زکارگه بت نگار بهتر ازین

رقیب را به ستم روزگار از تو برید

نکرده هیچ کرم روزگار بهتر ازین

بهار اهل دل آمد رخت به گلشن دهر

ندیده دیده نرگس بهار بهتر ازین

چه سود فرش حریرم ز آستان تو دور

که سر به خاره و پهلو به خار بهتر ازین

غزال وار گرفتم تو را به دام هوس

به دام کس نفتاده شکار بهتر ازین

شنو به گوش رضا در نظم جامی را

که نیست گوش تو را گوشوار بهتر ازین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷ای تو را روی وفا با دگران
  2. شمارهٔ ۲۵۸خواهم ای گل که ز شوق تو بگریم چندان
  3. شمارهٔ ۲۵۹شدم به صحبت پیر مغان سحرگاهان
  4. شمارهٔ ۲۶۰خوش آنکه در چمن ای نازنین تو باشی و من
  5. شمارهٔ ۲۶۱عجب در عربده‌ست امروز با من ترک مست من
  6. شمارهٔ ۲۶۲چه کاریست خوش دل به جانان سپردن
  7. شمارهٔ ۲۶۳ای ماه که می نپرسی از من
  8. شمارهٔ ۲۶۴زلفت که رفت رونق مشک سیاه ازو
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.