پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

پاره پاره دل حزین مرا

بین شرار آه آتشین مرا

پاک می کردم اشک خویش ز رخ

غرق خون ساخت آستین مرا

چشم تو گر دلم ربود چه باک

چون سلامت گذاشت دین مرا

بس که سودم به راه ناقه تو

بین چو زانوی او جبین مرا

رخ ز دورم نمودی اندر راه

زد ره عقل دوربین مرا

خط تو صف کشیده مورانند

که کمر بسته اند کین مرا

بی تو می مرد جامی و می گفت

که بقا باد نازنین مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸چنان محروم خواهد یار از دیدار خود ما را
  2. شمارهٔ ۱۹خار غم بیخ فرو برده در آب و گل ما
  3. شمارهٔ ۲۰به سبز خطی یار و سفیدمویی ما
  4. شمارهٔ ۲۱ای خسته دل شکسته ما
  5. شمارهٔ ۲۲گر در دلم از داغ نوت ماند اثرها
  6. شمارهٔ ۲۳هر شبی از تو درین گوشه کاشانه جدا
  7. شمارهٔ ۲۴دستم از جور رقیب است ز دامان حبیب
  8. شمارهٔ ۲۵زلف معشوق به دست دگران است امشب
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.