پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

هر شبم بی تو به صد غم بگذرد

شب چنین بر عاشقان کم بگذرد

بس که بر روی زمین می بارم اشک

ترسم از روی دگر نم بگذرد

نقد دل گم کرده ام ای کاش باد

موی مویت را به خم خم بگذرد

باد ذوق زخم تو بر من حرام

بر دلم گر یاد مرهم بگذرد

روز شادی رفت زود و غم رسید

بر نیاید دیر کین هم بگذرد

رخنه رخنه شد رخم از بس بر او

از مژه سیل دمادم بگذرد

باد سور ایام تو یکسر چه باک

عمر جامی گر به ماتم بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴از تنت گر قبا گشاده شود
  2. شمارهٔ ۱۴۵رخت که بر مه رخشان خطی ز نیل کشید
  3. شمارهٔ ۱۴۶مدت رفتن آن مه به سفر دیر کشید
  4. شمارهٔ ۱۴۷کس رخت را چو گل نظاره نکرد
  5. شمارهٔ ۱۴۸چون قدح کز شراب پر گردد
  6. شمارهٔ ۱۴۹داغ هجرم لب خشک از مژه تر می‌سازد
  7. شمارهٔ ۱۵۰دلم از رشک صبا می لرزد
  8. شمارهٔ ۱۵۱رخ نمودی صفا همین باشد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.