پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱

انما الله واحد و احد

صمد لم یلد و لم یولد

لایضاهیه فی الوجود سوی

لایکافیه فی البقاء احد

الذی یمسک السماء الی

امد شائه بغیر عمد

عزه دائم الی الاباد

ملکه قائم الی السرمد

نقش پیوند بارگاه ازل

کارپرداز کارگاه ابد

دفتر صنع او نخواسته است

از ورق رونق از مداد مدد

نورسان ریاض قدرت او

همه حورا جبین و طوبی قد

تازه خیزان باغ حکمت او

هم سنبل عذار و نسرین خد

ما هم طالبیم و او مطلوب

ما همه قاصدیم و او مقصد

او قدیم است و مابقی محدث

او محیط است و کائنات زبد

وحدت صرف دان حقیقت او

لیک بنموده از لباس عدد

فهو راض کما هو المرضی

و هو هاد کما هو المهتد

برتر آمد سپهر معرفتش

از عروج مهندسان به رصد

بنده جامی که از تحول حال

می شود گه مرید گه مرتد

همتی بایدش خلاص شده

زاحترام قبول و ذلت رد

دیده لایزال نادیده

از غبار وجود غیر رمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳برآمد شاه عشق از طور سینا
  2. شمارهٔ ۴عاشقم اما نمی گویم کجا
  3. شمارهٔ ۵به اسرار حقیقت نیست جز پیر مغان دانا
  4. شمارهٔ ۶هلال الکاس لم تکمل بشمس الراح کملها
  5. شمارهٔ ۷الا یا ایها الساقی می آمد حل مشکل‌ها
  6. شمارهٔ ۸نات سلمی و لکن لاخ برق من مغانیها
  7. شمارهٔ ۹به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا
  8. شمارهٔ ۱۰بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا را
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.