پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷

الا یا ایها الساقی می آمد حل مشکل‌ها

ز می مشکل بود توبه ادر کاسا و ناولها

چو گردد کعبه رو لیلی ز مجنون بیش ازین ناید

که ریزد خون دل از دیده بر آثار منزل‌ها

ز هر محمل چو آید بوی لیلی جای آن دارد

که گردد اشک مجنون قطره زن دنبال محمل‌ها

بمیر از خویش تا زین موج خیز غم امان یابی

که شخص مرده را زود افکند دریا به ساحل‌ها

نه لاله‌ست آن دمیده گرد کویت ز اشک محرومان

حبابی چند گویی خاست از خونابه دل‌ها

به صد ذلت سر من و آستان پیر میخانه

به شیخ محترم بادا مسلم صدر محفل‌ها

به خواب ار شعله‌های نور گردد گرد تو جامی

بشمس الراح عبرها و دور الکاس اولها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا
  2. شمارهٔ ۱۰بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا را
  3. شمارهٔ ۱۱سر چو ز جیب برزنی جلوه بامداد را
  4. شمارهٔ ۱۲کو قاصدی که شرح غم اشتیاق را
  5. شمارهٔ ۱۳عارض ز خط آراسته شد نوش لبم را
  6. شمارهٔ ۱۴نبرد کعبه ام از خاطر این تمنا را
  7. شمارهٔ ۱۵جز هوای وصل تو در سر هوس نبود مرا
  8. شمارهٔ ۱۶پاره پاره دل حزین مرا
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.