پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

عارض ز خط آراسته شد نوش لبم را

برهم زد ازان عارض و خط روز و شبم را

آن نخل طرب را چو گزیدم لب شیرین

گفتا که مکن خسته ز دندان رطبم را

دل داشت نوای طربی فرقت آن ماه

با ناله بدل کرد نوای طربم را

دارم به تو روی از همه زان دم که نهادند

در قبضه عشق تو زمام طلبم را

تب لرزه ام از آه خود از زلف کرم کن

تاری که ازان رشته ببندند تبم را

محجوبم ازان عارض خوب از سبب زلف

یارب بکش از پیش حجاب سببم را

گفت از لب میگون تو جامی سخنی چند

بفروخت به می دفتر فضل و ادبم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵جز هوای وصل تو در سر هوس نبود مرا
  2. شمارهٔ ۱۶پاره پاره دل حزین مرا
  3. شمارهٔ ۱۷عید شد و عالمی کشته جولان تو را
  4. شمارهٔ ۱۸چنان محروم خواهد یار از دیدار خود ما را
  5. شمارهٔ ۱۹خار غم بیخ فرو برده در آب و گل ما
  6. شمارهٔ ۲۰به سبز خطی یار و سفیدمویی ما
  7. شمارهٔ ۲۱ای خسته دل شکسته ما
  8. شمارهٔ ۲۲گر در دلم از داغ نوت ماند اثرها
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.