پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵

به اسرار حقیقت نیست جز پیر مغان دانا

له فضل علی اهل النهی علما و عرفانا

زمانی گوش بر گفتار او نه تا یقین دانی

که جز تلبیس نبود حاصل تدریس مولانا

اگر بودی کمال اندر نویسایی و خوانایی

چرا آن قبله کل نانویسا بود و ناخوانا

بیا ای کرده احیای ممات هر دل مرده

چه باشد سایه بر ما مردگان اندازی احیانا

تویی فیاض و ما قابل قبول از ما و فیض از تو

فلولاک و لولانا لما کان الذی کانا

نهان بودیم ما در تو کنون گشتی عیان در ما

فکنا فیلک اعیانا و فینا صرت اکوانا

به یکرنگی کشید از نور وحدت وقت ما جامی

فاخر انا کاولینا و اولینا کاخرانا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷الا یا ایها الساقی می آمد حل مشکل‌ها
  2. شمارهٔ ۸نات سلمی و لکن لاخ برق من مغانیها
  3. شمارهٔ ۹به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا
  4. شمارهٔ ۱۰بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا را
  5. شمارهٔ ۱۱سر چو ز جیب برزنی جلوه بامداد را
  6. شمارهٔ ۱۲کو قاصدی که شرح غم اشتیاق را
  7. شمارهٔ ۱۳عارض ز خط آراسته شد نوش لبم را
  8. شمارهٔ ۱۴نبرد کعبه ام از خاطر این تمنا را
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.