پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۳

چند گردم بهر لیلی گرد حی

نی ز لیلی پای می‌بینم نه پی

گر بمیرم در غم لیلی خویش

یا کرام الحی لا تاسوا علی

بر زبانم نام لیلی تا به چند

در ضمیرم مهر لیلی تا به کی

ای که از لیلی همی گویی نشان

اینما صادفتها ارسل الی

دیگران از خم می مستند و من

مست لیلی ام نه خم دیده نه می

هر چه جز لیلی برون کردم ز دل

لیس فی قلبی سوی لیلای شی

وایه جامی همین لیلی بود

گر نیاید وایه خود وادی وی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۵ای صورت زیبای تو مجموعه معنی
  2. شمارهٔ ۹۱۶نسیم صبحدم ای روح بخش روح فزای
  3. شمارهٔ ۹۱۷وای من وای من ز عشق تو وای
  4. شمارهٔ ۹۱۸ساختم چشم راست بهر تو جای
  5. شمارهٔ ۹۱۹بگشای ساقیا به لب شط سر سبوی
  6. شمارهٔ ۹۲۰نشان جام جم و آب خضر می طلبی
  7. شمارهٔ ۹۲۱زارم از فرقت شیرین دهنی نوش لبی
  8. شمارهٔ ۹۲۲ای بر سمن از سنبل تر بسته نقابی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.