پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۵

ای صورت زیبای تو مجموعه معنی

ویران شده عشق تو معموره تقوی

در مکتب عشق تو خرد با همه دانش

چون طفل نوآموز نداند الف از بی

از فکر جهان فرد شو ای دل که توان شد

همسایه خورشید بدین شیوه چو عیسی

در کوی تو گر پرتوی از روی تو بینم

آن وادی ایمن بود این نور تجلی

خوبان قبایل همه با لطف شمایل

مجنون طلب و خاطر مجنون سوی لیلی

طوبی ست قد ناز تو وان زلف دلاویز

کافتاده ز بالا به زمین سایه طوبی

جامی ز می لعل لبت چاشنیی یافت

درباخت به میخانه همی دنیی و عقبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۷وای من وای من ز عشق تو وای
  2. شمارهٔ ۹۱۸ساختم چشم راست بهر تو جای
  3. شمارهٔ ۹۱۹بگشای ساقیا به لب شط سر سبوی
  4. شمارهٔ ۹۲۰نشان جام جم و آب خضر می طلبی
  5. شمارهٔ ۹۲۱زارم از فرقت شیرین دهنی نوش لبی
  6. شمارهٔ ۹۲۲ای بر سمن از سنبل تر بسته نقابی
  7. شمارهٔ ۹۲۳به شهر نیکوان مسکین غریبی
  8. شمارهٔ ۹۲۴عاشق و رندم و خراباتی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.