پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۴

عاشق و رندم و خراباتی

فارغ از زاهد مناجاتی

در شهود کمال حسن ازل

کل شی ء اراه مرآتی

کل وقت اری محیاه

لیس الا اعز اوقاتی

کل حال اذوق بلواه

لیس الا اجل حالاتی

در خرابات عاشقان شب و روز

من و آن دلبر خراباتی

جرعه ای می کشیم و می کوشیم

فی طریق الهوی کما یاتی

با خراباتیان نشین جامی

بگسل از صوفیان طاماتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۶دل ز مهر دیگران برداشتی
  2. شمارهٔ ۹۲۷ساقی بیا که به ز خودی عشق و بی خودی
  3. شمارهٔ ۹۲۸مرید توام زان که جان را مرادی
  4. شمارهٔ ۹۲۹هوای نیکوان عیش است و شادی
  5. شمارهٔ ۹۳۰به یمن سایه چتر فلک سای خداوندی
  6. شمارهٔ ۹۳۱در لباس نیلگون تا جلوه کردی ای پری
  7. شمارهٔ ۹۳۲ای که از شاخ گل لطیف تری
  8. شمارهٔ ۹۳۳به روی من از لطف بگشا دری
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.