پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۶

دل ز مهر دیگران برداشتی

در دل ما مهر دیگر کاشتی

در چه افکندی دلم را زان ذقن

از جفا مویی فرو نگذاشتی

شمع رخ کردی نهان از آه من

آه من باد هوا انگاشتی

طعن خودرایی زدی بر عاشقان

عاشقان را همچو خود پنداشتی

خوش شد از جنگ تو وقت من مگر

گیرمت در بر به وقت آشتی

نوبت شاهی زدی در ملک حسن

ز آتش دلها علم افراشتی

جامی آخر کشته تیغش شدی

سر در آن کردی که در سر داشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۸مرید توام زان که جان را مرادی
  2. شمارهٔ ۹۲۹هوای نیکوان عیش است و شادی
  3. شمارهٔ ۹۳۰به یمن سایه چتر فلک سای خداوندی
  4. شمارهٔ ۹۳۱در لباس نیلگون تا جلوه کردی ای پری
  5. شمارهٔ ۹۳۲ای که از شاخ گل لطیف تری
  6. شمارهٔ ۹۳۳به روی من از لطف بگشا دری
  7. شمارهٔ ۹۳۴ای مرغ سحر چند کنی ناله و زاری
  8. شمارهٔ ۹۳۵مرا بر دل است از تو چون کوه باری
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.