پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۹

ای تو را چون من به هر ویرانه‌ای دیوانه‌ای

پیش ماه عارضت شمع فلک پروانه‌ای

محنت یعقوب از درد و غم من شمه‌ای

قصه یوسف به دور خوبیت افسانه‌ای

نقد جان و دل نه بهر خویش می‌خواهیم ما

صرف راه توست اگر داریم درویشانه‌ای

گر به خالت دست بردم بیش پامالم مکن

مور مسکین را نشاید کشت بهر دانه‌ای

خان و مان گر گشت ویران شکر کز اقبال عشق

بر سر کوی بلا داریم محنت‌خانه‌ای

بیدلان را نیست ره در عشرت‌آباد وصال

بعد ازین ما و فراق و گوشه ویرانه‌ای

جامی از یک جرعه جام غمت بی‌خود فتاد

وای اگر ساقی هجران پر دهد پیمانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۱لذت عشق فرو رفت مرا در رگ و پی
  2. شمارهٔ ۹۱۲ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
  3. شمارهٔ ۹۱۳چند گردم بهر لیلی گرد حی
  4. شمارهٔ ۹۱۴نشان نبود ز عهد الست و قول بلی
  5. شمارهٔ ۹۱۵ای صورت زیبای تو مجموعه معنی
  6. شمارهٔ ۹۱۶نسیم صبحدم ای روح بخش روح فزای
  7. شمارهٔ ۹۱۷وای من وای من ز عشق تو وای
  8. شمارهٔ ۹۱۸ساختم چشم راست بهر تو جای
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.