پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

سر زلفت که هست از باد گاهی راست گاهی کج

بر آن رخسار عارض باد گاهی راست گاهی کج

چو در مستی خرامی قدت از خاصیت باده

شود چون شاخ گل از باد گاهی راست گاهی کج

خیال قامت و محراب ابروی تو می بندد

که می خواند امام اوراد گاهی راست گاهی کج

در آن بالا و زلف از باغبان صنع حیرانم

که چون می پرورد شمشاد گاهی راست گاهی کج

نماز من نیاز آمد چه حاصل زانکه در مسجد

شوم بر عادت زهاد گاهی راست گاهی کج

رقیب کج نهادت باد خرم راستی کآرد

به عاشق مژده بیداد گاهی راست گاهی کج

خیال قد و زلفت بست جامی در سخن زان رو

ردیف شعر او افتاد گاهی راست گاهی کج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵ایهاالساقی ادر کاس الصبوح
  2. شمارهٔ ۲۵۶ای ز لعل تو زنده نام مسیح
  3. شمارهٔ ۲۵۷دارم از پیر مغان نقل که در دین مسیح
  4. شمارهٔ ۲۵۸ز مهر روی تو هر شب کنم نظاره صبح
  5. شمارهٔ ۲۵۹رخش همت تند و ملک فقر را میدان فراخ
  6. شمارهٔ ۲۶۰ای بی لب توام به دهان قند ناب تلخ
  7. شمارهٔ ۲۶۱ما خسته خاطریم و دل افگار و دردمند
  8. شمارهٔ ۲۶۲شد به نقش هستی خود بند شیخ خودپسند
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.