پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

ایهاالساقی ادر کاس الصبوح

هات مفتاحا لابواب الفتوح

پرتو جام است یا عکس مدام

ام بریق البرق ام برق یلوح

نکهت گل یا نسیم سنبل است

ام شمیم الراح ام مسک یفوح

رفتی و گفتی به هجران ده رضا

انت روحی کیف ارضی ان تروح

ناصح از می توبه فرماید ولی

من ز توبه توبه ای دارم نصوح

گریه ما بین همه عمر دراز

چند خوانی قصه طوفان نوح

جان فدای دوست کن جامی که هست

کمترین کاری درین ره بذل روح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷دارم از پیر مغان نقل که در دین مسیح
  2. شمارهٔ ۲۵۸ز مهر روی تو هر شب کنم نظاره صبح
  3. شمارهٔ ۲۵۹رخش همت تند و ملک فقر را میدان فراخ
  4. شمارهٔ ۲۶۰ای بی لب توام به دهان قند ناب تلخ
  5. شمارهٔ ۲۶۱ما خسته خاطریم و دل افگار و دردمند
  6. شمارهٔ ۲۶۲شد به نقش هستی خود بند شیخ خودپسند
  7. شمارهٔ ۲۶۳ای دریغ کاخ امانی به غم و شادی بند
  8. شمارهٔ ۲۶۴دل ز خوبان نکشد جز سوی آن سرو بلند
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.