پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

ای خاک ره تو عرش را تاج

یک پایه ز قدر توست معراج

تو در یتیمی و تو را جای

برتر ز همه چو درة التاج

فخر تو به فقر و تاجداران

آورده به فرق بر درت باج

در تیره شب ضلال خذلان

نور تو شده سراج وهاج

آیات تو در زمانه ظاهر

چون شبگون خط ز صحفه عاج

بر روی زده کف خجالت

با جود کف تو بحر مواج

مشتاق ره تو را مغیلان

در زیر قدم حریر و دیباج

جامی که ز تندباد عصیان

شد خرمن طاعتش به تاراج

اکنون ره معذرت گرفته

مسکین به شفاعت تو محتاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲درین خرابه مکش بهر گنج غصه و رنج
  2. شمارهٔ ۲۵۳سر زلفت که هست از باد گاهی راست گاهی کج
  3. شمارهٔ ۲۵۴ز ایوان کاخ میکده آمد علی الصباح
  4. شمارهٔ ۲۵۵ایهاالساقی ادر کاس الصبوح
  5. شمارهٔ ۲۵۶ای ز لعل تو زنده نام مسیح
  6. شمارهٔ ۲۵۷دارم از پیر مغان نقل که در دین مسیح
  7. شمارهٔ ۲۵۸ز مهر روی تو هر شب کنم نظاره صبح
  8. شمارهٔ ۲۵۹رخش همت تند و ملک فقر را میدان فراخ
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.