پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

در بزم ما که می رود از نقل و جام بحث

ای محتسب مکن ز حلال و حرام بحث

زان زلف و رخ که حجت دور و تسلسل است

باشد میان اهل نظر صبح و شام بحث

زان ماجرا که باده فرو ریخت از لبت

هر دم رود میان صراحی و جام بحث

منعم کنی ز رخ که بگو ترک بحث وصل

تا منع وارد است نگردد تمام بحث

با زاهد فسرده مگو شرح سر عشق

از نکته های خاص مکن پیش عام بحث

از لعل توست این همه غوغای ما بلی

از می رود به مجلس مستان مدام بحث

جامی حدیث لعل لبش گوی اگر کند

با منطق تو طوطی شیرین کلام بحث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱نیست شب وصل تو مه را رواج
  2. شمارهٔ ۲۵۲درین خرابه مکش بهر گنج غصه و رنج
  3. شمارهٔ ۲۵۳سر زلفت که هست از باد گاهی راست گاهی کج
  4. شمارهٔ ۲۵۴ز ایوان کاخ میکده آمد علی الصباح
  5. شمارهٔ ۲۵۵ایهاالساقی ادر کاس الصبوح
  6. شمارهٔ ۲۵۶ای ز لعل تو زنده نام مسیح
  7. شمارهٔ ۲۵۷دارم از پیر مغان نقل که در دین مسیح
  8. شمارهٔ ۲۵۸ز مهر روی تو هر شب کنم نظاره صبح
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.