پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۱۶ - حکایت آن می‌پرست که به مراتب کمال پیوست‌؛ از وی سبب آن پرسیدند گفت این از برکت آن یافتم که هرگز جام می بر لب نیاوردم که بر عزیمت آن بوده باشم که به جام دیگر آلوده گردم

می‌پرستی رو به راه توبه کرد

وز گنه جا در پناه توبه کرد

یافت از توبه مقامات بلند

وآمدش صید ولایت در کمند

سال‌ها در کار می بشتافتی

این کرامت از چه خصلت یافتی‌؟

گفت هر گاهی که جام می به لب

می‌نهادم بهر شادی و طرب

کم گذشتی بر ضمیر من که باز

دست خود آرم به جام می فراز

غیر ازین معنی نگشتی در دلم

کز نشاط می دل خود بگسلم

یمن این نیت مرا توفیق داد

صد در دولت به روی من گشاد

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۱۸ - حکایت تعبیر معبر خواب آن ساده‌مرد را بر سبیل سخریه و استهزا و راست آمدن آن تعبیر بی‌شایبه تبدیل و تغییررفت پیش آن مَعبَر‌، ساده‌ای
  2. بخش ۱۹ - آغاز مقال در شرح صورت حال سلامان و ابسالشهریاری بود در یونان زمین
  3. بخش ۲۰ - اشاره به آنچه حق سبحانه و تعالی در شأن پادشاهان عجم به داوود علیه السلام کرده استگفت با داوود پیغمبر خدای
  4. بخش ۲۱ - ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن بابچون به تدبیر حکیم نامدار
  5. بخش ۲۲ - حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرندهآن مسافر بهر دولت یابیی
  6. بخش ۲۳ - در مذمت فرزند ناخلفاینکه گفتم حال فرزند نکوست
  7. بخش ۲۴ - حکایت شخصی که در ولادت فرزند از بزرگی استمداد همت کرده بود و باز از برای خلاصی از شر وی از همان بزرگ استمداد می کردپیش شیخی رفت آن مرد فضول
  8. بخش ۲۵ - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیستاز شه یونان حکیم تیزهوش
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.