پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۲۱ - ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن باب

چون به تدبیر حکیم نامدار

یافت گیتی بر شه یونان قرار

سر به سر گیتی مسخر ساختش

ثانی اثنین سکندر ساختش

یک نگین وار از همه روی زمین

خارجش نگذاشت از زیر نگین

شه شبی در حال خویش اندیشه کرد

شیوه نعمت شناسی پیشه کرد

خلعت اقبال بر خود چست یافت

هر چه از اسباب دولت جست یافت

غیر فرزندی که در عز و شرف

از پس رفتن بود او را خلف

در ضمیر شه چو این اندیشه خاست

گفت با دانای حکمت پیشه راست

گفت ای دستور شاهی پیشه ات

آفرین بادا بر این اندیشه ات

هیچ نعمت بهتر از فرزند نیست

جز به جان فرزند را پیوند نیست

حاصل از فرزند گردد کام مرد

زنده از فرزند ماند نام مرد

چشم تو تا زنده ای روشن به اوست

خاک تو چون مرده ای گلشن به اوست

دستت او گیرد اگر افتی ز پای

پایت او باشد اگر مانی به جای

پشت تو از پشتیش گردد قوی

عمرت از دیدار او یابد نوی

اوست بران در صف هیجا چو تیغ

تیرباران بر سر اعدا چو میغ

چون به همکاران شود دشمن شکن

او به جان کوشش کند ایشان به تن

دشمنت را شیوه از وی شیون است

خاصه گویی بهر قهر دشمن است

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۲۳ - در مذمت فرزند ناخلفاینکه گفتم حال فرزند نکوست
  2. بخش ۲۴ - حکایت شخصی که در ولادت فرزند از بزرگی استمداد همت کرده بود و باز از برای خلاصی از شر وی از همان بزرگ استمداد می کردپیش شیخی رفت آن مرد فضول
  3. بخش ۲۵ - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیستاز شه یونان حکیم تیزهوش
  4. بخش ۲۶ - حکایت آن کریمی که دعوت سفله را اجابت نکرد تا صحبت با سفلگان عادت وی نگرددچون سوی اینان لئیمی پی برد
  5. بخش ۲۷ - در مذمت زنان که محل شهوت موقوف علیه فرزندان استچاره نبود اهل شهوت را ز زن
  6. بخش ۲۸ - حکایت سلیمان علیه السلام و بلقیس که از مقام انصاف سخن گفته اندبود بلقیس و سلیمان را سخن
  7. بخش ۲۹ - تدبیر کردن حکیم در ولادت فرزند بی موافقت زنان و دایه گرفتن از برای تربیت ویکرد چون دانا حکیم نیکخواه
  8. بخش ۳۰ - حکایت آن موسوس سودایی که به سبب آلایش جانوران دریایی دست از آب دریا شست و آبی پاکیزه تر از آب دریا جستآن موسوس بر لب دریا نشست
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.