پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۳۰ - حکایت آن موسوس سودایی که به سبب آلایش جانوران دریایی دست از آب دریا شست و آبی پاکیزه تر از آب دریا جست

آن موسوس بر لب دریا نشست

تا کند بهر تقرب آبدست

دید دریایی پر از ماهی و مار

چغز و خرچنگش هزار اندر هزار

هر طرف مرغان آبی در شناه

غوطه زن از قعر دریا قوت خواه

گفت دریایی که چندین جانور

گردد اندر وی به صبح و شام در

کی سزد کز وی بشویم دست و روی

شستم اکنون دست خود زین شست و شو

چشمه ای خواهم به سان زمزمی

کوته از وی دست هر نامحرمی

کانچه شد آلوده از آلودگان

فارغند از وی جگر پالودگان

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۳۲ - در صفت حدت فهم و جودت نظم و نثر ویلطف طبعش در سخن مو می شکافت
  2. بخش ۳۳ - در صفت بزم عیش سازی و سرود عشرت پردازی ویشب که از هر کار دل پرداختی
  3. بخش ۳۴ - صفت چوگان باختن وی با همسران و گوی بردن وی از دیگرانچون تن از خواب سحر آسودیش
  4. بخش ۳۵ - در صفت کمانداری و تیراندازی ویشه چو گشتی بعد چوگان باختن
  5. بخش ۳۶ - در صفت جود و سخا و بذل و عطای ویبود در جود و سخا دریا کفی
  6. بخش ۳۷ - حکایت گریختن قطران شاعر از بسیاری عطای ممدوح خود فضلونبود قطران نکته دانی سحرساز
  7. بخش ۳۸ - اشارت به آنکه مقصود ازین مدحت ها مدحت شهریار کامگاریست خلدالله ملکه و سلطانهشب خرد آن ناصح شیرین خطاب
  8. بخش ۳۹ - حکایت عاشقی که دفع گمان اغیار را وصف معشوق خود در لباس آفتاب و ماه و غیر آن کردیعاشقی در گوشه ای بنشسته بود
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.