پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۳۲ - در صفت حدت فهم و جودت نظم و نثر وی

لطف طبعش در سخن مو می شکافت

لفظ نشنیده به معنی می شتافت

پیش ازان کش لفظ در گوش آمدی

معنیش در ربقه هوش آمدی

هر چه نظم از بحر طبعش یک گهر

هر چه نثر از باغ لطفش یک ثمر

چون ثریا پایه نظمش بلند

چون بنات النعش نثرش ارجمند

در لطایف لعل او حاضر جواب

در دقایق فهم او صافی چو آب

خط او چون خط خوبان دل فریب

خوشنویسان زان چو عاشق ناشکیب

چون گرفتی خامه مشکین رقم

آفرین کردی بر او لوح و قلم

جانش از هر حکمتی محفوظ بود

نکته های حکمتش محفوظ بود

در ادای حکمت یونانیان

گفتیش یونانیان نعم البیان

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۳۴ - صفت چوگان باختن وی با همسران و گوی بردن وی از دیگرانچون تن از خواب سحر آسودیش
  2. بخش ۳۵ - در صفت کمانداری و تیراندازی ویشه چو گشتی بعد چوگان باختن
  3. بخش ۳۶ - در صفت جود و سخا و بذل و عطای ویبود در جود و سخا دریا کفی
  4. بخش ۳۷ - حکایت گریختن قطران شاعر از بسیاری عطای ممدوح خود فضلونبود قطران نکته دانی سحرساز
  5. بخش ۳۸ - اشارت به آنکه مقصود ازین مدحت ها مدحت شهریار کامگاریست خلدالله ملکه و سلطانهشب خرد آن ناصح شیرین خطاب
  6. بخش ۳۹ - حکایت عاشقی که دفع گمان اغیار را وصف معشوق خود در لباس آفتاب و ماه و غیر آن کردیعاشقی در گوشه ای بنشسته بود
  7. بخش ۴۰ - به کمال رسیدن اسباب جمال سلامان و ظاهر شدن عشق ابسال بر وی و حیله نمودن تا وی را نیز گرفتار خود گرداندچون سلامان را شد اسباب جمال
  8. بخش ۴۱ - حکایت زلیخا که بر همه اطراف منزل خود تصویر جمال خود کرد تا یوسف به هر طرف نگرد صورت وی بیند به وی میل کندبین زلیخا را که جان پر امید
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.