پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۳۷ - حکایت گریختن قطران شاعر از بسیاری عطای ممدوح خود فضلون

بود قطران نکته دانی سحرساز

قطره ای از کلک او دریای راز

بهر دریا بخشش فضلون لقب

گفت مدحی سر به سر فضل و ادب

طبع فضلون چون بر آن اقبال کرد

دامنش از مال مالامال کرد

روز دیگر مدحت او را بخواند

ضعف اول سیم و زر بر وی فشاند

همچنین روز دگر این کار کرد

روزها این کار را تکرار کرد

شد ز بس تضعیف چندان آن صله

که به تنگ آمد ازانش حوصله

چون درآمد شب چو برق از جای جست

وز حریم فضل فضلون بار بست

بامدادانش طلب کرد و نیافت

گفت مسکین روی ازین دولت بتافت

بودیم تا دست بر بذل درم

با ویم این بود دستور کرم

لیکن او را تاب این بخشش نبود

در سفر زین آستان کوشش نمود

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۳۹ - حکایت عاشقی که دفع گمان اغیار را وصف معشوق خود در لباس آفتاب و ماه و غیر آن کردیعاشقی در گوشه ای بنشسته بود
  2. بخش ۴۰ - به کمال رسیدن اسباب جمال سلامان و ظاهر شدن عشق ابسال بر وی و حیله نمودن تا وی را نیز گرفتار خود گرداندچون سلامان را شد اسباب جمال
  3. بخش ۴۱ - حکایت زلیخا که بر همه اطراف منزل خود تصویر جمال خود کرد تا یوسف به هر طرف نگرد صورت وی بیند به وی میل کندبین زلیخا را که جان پر امید
  4. بخش ۴۲ - تأثیر کردن حیله های ابسال در سلامان و مایل شدن به سوی ویچون سلامان با همه حلم و وقار
  5. بخش ۴۳ - حکایت آن زاغ بر لب دریای شور که حواصل وی را آب شیرین می داد اما وی را آن قبول نیفتادبود همچون بوم زاغی روز کور
  6. بخش ۴۴ - رفتن ابسال به خلوت پیش سلامان و تمتع یافتن ایشان از صحبت یکدیگرچون سلامان مایل ابسال شد
  7. بخش ۴۵ - بیدار شدن سلامان از خواب شب و طلب داشتن ابسال را به مجلس طربصبحدم کین شاهد مشکین نقاب
  8. بخش ۴۶ - حکایت اعرابیی که خوان خلیفه را پسندید و گفت بعد ازین اینجا دایم خواهم رسید و جواب گفتن خلیفه که شاید مگذارند و گفتن اعرابی که آن وقت تقصیر از شما خواهد بود نه از منروی در بغداد کرد اعرابیی
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.