پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۴۳ - حکایت آن زاغ بر لب دریای شور که حواصل وی را آب شیرین می داد اما وی را آن قبول نیفتاد

بود همچون بوم زاغی روز کور

جا گرفته بر لب دریای شور

بودی از دریای شور آبشخورش

دادی آن شورابه طعم شکرش

از قضا مرغی حواصل نام او

حوصله سر چشمه انعام او

سایه دولت به فرق او فکند

نامدش شورابه دریا پسند

گفت پیش آی ای ز شوری در گله

کآب شیرینت دهم از حوصله

گفت ترسم کآب شیرین چون چشم

طعم آب شور گردد ناخوشم

زآب شیرین مانم و باشد نفور

طبع من ز آبشخور دریای شور

بر لب دریا نشسته روز و شب

در میان هر دو مانم تشنه لب

به که سازم هم به آب شور خویش

تا نیاید رنج بی آبیم پیش

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۴۵ - بیدار شدن سلامان از خواب شب و طلب داشتن ابسال را به مجلس طربصبحدم کین شاهد مشکین نقاب
  2. بخش ۴۶ - حکایت اعرابیی که خوان خلیفه را پسندید و گفت بعد ازین اینجا دایم خواهم رسید و جواب گفتن خلیفه که شاید مگذارند و گفتن اعرابی که آن وقت تقصیر از شما خواهد بود نه از منروی در بغداد کرد اعرابیی
  3. بخش ۴۷ - آگاه شدن حکیم و پادشاه از حال سلامان و ابسال و سرزنش کردن سلامان را و تنگ شدن احوال بر اوچون سلامان شد حریف ابسال را
  4. بخش ۴۸ - نصیحت کردن پادشان سلامان راشاه با وی گفت کای جان پدر
  5. بخش ۴۹ - اشارت به خونریزی شیرویه خسرو را و نامبارکی آن بر ویغرقه خون چون خسرو از شیرویه خفت
  6. بخش ۵۰ - جواب گفتن سلامان پادشاه راچون سلامان آن نصیحت گوش کرد
  7. بخش ۵۱ - حکایت روباه و روباه بچهگفت با روباه بچه مادرش
  8. بخش ۵۲ - نصیحت کردن حکیم سلامان راچون شه از پند سلامان شد خموش
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.