پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۴۴ - رفتن ابسال به خلوت پیش سلامان و تمتع یافتن ایشان از صحبت یکدیگر

چون سلامان مایل ابسال شد

طالع ابسال فرخ فال شد

یافت آن مهر قدیم او نوی

شد بدو پیوند امیدش قوی

فرصتی می جست تا بیگاه و گاه

یابد اندر خلوت آن ماه راه

کام دل از لعل او حاصل کند

جان شیرین با لبش واصل کند

تا شبی سویش به خلوت راه یافت

نقد جان بر دست پیش او شتافت

همچو سایه زیر پای او فتاد

وز تواضع رو به پای او نهاد

شه سلامان نیز با صد عز و ناز

کرد دست مرحمت سویش دراز

چون قبا تنگ اندر آغوشش گرفت

کام جان از چشمه نوشش گرفت

هر دو را از بوسه شد آغاز کار

زانکه بوس آمد قلاووز کنار

بس که می سودند با هم لب به لب

شد لبالب هر دو را جام طرب

گرچه لبهاشان به هم بسیار سود

ماند باقی آنچه اصل کار بود

بهر سودایی که در سر داشتند

پرده شرم از میان برداشتند

شد گشاده در میان بندی که بود

سخت تر شد میل پیوندی که بود

داشت شکر آن یکی شیر این دگر

شد به هم آمیخته شیر و شکر

کام جان پر شیر و شکر بودشان

تا شکر خواب سحر بربودشان

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۴۶ - حکایت اعرابیی که خوان خلیفه را پسندید و گفت بعد ازین اینجا دایم خواهم رسید و جواب گفتن خلیفه که شاید مگذارند و گفتن اعرابی که آن وقت تقصیر از شما خواهد بود نه از منروی در بغداد کرد اعرابیی
  2. بخش ۴۷ - آگاه شدن حکیم و پادشاه از حال سلامان و ابسال و سرزنش کردن سلامان را و تنگ شدن احوال بر اوچون سلامان شد حریف ابسال را
  3. بخش ۴۸ - نصیحت کردن پادشان سلامان راشاه با وی گفت کای جان پدر
  4. بخش ۴۹ - اشارت به خونریزی شیرویه خسرو را و نامبارکی آن بر ویغرقه خون چون خسرو از شیرویه خفت
  5. بخش ۵۰ - جواب گفتن سلامان پادشاه راچون سلامان آن نصیحت گوش کرد
  6. بخش ۵۱ - حکایت روباه و روباه بچهگفت با روباه بچه مادرش
  7. بخش ۵۲ - نصیحت کردن حکیم سلامان راچون شه از پند سلامان شد خموش
  8. بخش ۵۳ - حکایت خروس و مؤذنبا خروس آن تاجدار سرفراز
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.