پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۵۲ - نصیحت کردن حکیم سلامان را

چون شه از پند سلامان شد خموش

شد حکیم اندر نصیحت سخت کوش

گفت کای نوباوه باغ کهن

آخرین نقش بدیع کلک کن

حرفخوان دفتر هفت و چهار

خط شناس صفحه لیل و نهار

خازن گنجینه آدم تویی

نسخه مجموعه عالم تویی

قدر خود بشناس و مشمر سرسری

خویش را کز هر چه گویم برتری

آن که دست قدرتش خاکت سرشت

حرف حکمت در دل پاکت نوشت

پاک کن از نقش صورت سینه را

روی در معنی کن آن آیینه را

تا شود گنج معانی سینه ات

غرق نور معرفت آیینه ات

چشم خویش از طلعت شاهد بپوش

بیش ازین در صحبت شاهد مکوش

چیست شاهد صورتی پر عار و عیب

از هوس نی دامنش پاک و نه جیب

بر چنین آلودگی مفتون مشو

وز حریم عافیت بیرون مشو

نطفه در تن مایه بخش جان توست

قوت اعضا قوت ارکان توست

ای ز شهوت با تن و جان در ستیز

گوش دارش خواهی و خواهی بریز

بودی از آغاز عالی مرتبه

بر فراز چرخ بودت کوکبه

شهوت نفست به زیر انداخته

در حضیض خاک بندت ساخته

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۵۴ - جواب گفتن سلامان حکیم راچون سلامان از حکیم اینها شنید
  2. بخش ۵۵ - حکایت پیر روستایی با پسرساده مردی شد مسافر با پسر
  3. بخش ۵۶ - تنگ شدن کار بر سلامان از ملالت بسیار شاه و حکیم را گذاشتن و با ابسال راه گریز برداشتنهر کجا از عشق جانی در هم است
  4. بخش ۵۷ - حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلامیوسف کنعان چو در زندان نشست
  5. بخش ۵۸ - در دریا نشستن سلامان و ابسال و به جزیره خرم رسیدن و در آنجا آرام گرفتن و مقیم شدنچون سلامان هفته ای محمل براند
  6. بخش ۵۹ - حکایت گفتن وامق به آن که پرسید مقصود تو از این جست و جوی چیستخورده دانی گفت با وامق به راز
  7. بخش ۶۰ - آگاه شدن شاه از رفتن سلامان و خبر نایافتن از حال وی و آیینه گیتی نمای را کار فرمودن و حال وی را دانستنشه چو شد آگاه بعد از چند گاه
  8. بخش ۶۱ - حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویهکوهکن کانبازی پرویز کرد
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.