پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۵۴ - جواب گفتن سلامان حکیم را

چون سلامان از حکیم اینها شنید

بوی حکمت بر مشام او وزید

گفت ای جان فلاطون از تو شاد

صد ارسطو زیر فرمان تو باد

عقل ها بودند از آغاز ده

ساختی ده را تو اکنون یازده

من نهاده روی در راه توام

کمترین شاگرد درگاه توام

هر چه گفتی عین حکمت یافتم

در قبول آن به جان بشتافتم

لیک بر رای منیرت روشن است

کاختیار کار بیرون از من است

قدرت فاعل به قدر قابل است

قابلیت نی به جعل جاعل است

هر چه آن را من ز اول قابلم

کی توانم کز وی آخر بگسلم

بلکه هست از قدرت فاعل بدر

بر خلاف آن برون دادن اثر

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۵۶ - تنگ شدن کار بر سلامان از ملالت بسیار شاه و حکیم را گذاشتن و با ابسال راه گریز برداشتنهر کجا از عشق جانی در هم است
  2. بخش ۵۷ - حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلامیوسف کنعان چو در زندان نشست
  3. بخش ۵۸ - در دریا نشستن سلامان و ابسال و به جزیره خرم رسیدن و در آنجا آرام گرفتن و مقیم شدنچون سلامان هفته ای محمل براند
  4. بخش ۵۹ - حکایت گفتن وامق به آن که پرسید مقصود تو از این جست و جوی چیستخورده دانی گفت با وامق به راز
  5. بخش ۶۰ - آگاه شدن شاه از رفتن سلامان و خبر نایافتن از حال وی و آیینه گیتی نمای را کار فرمودن و حال وی را دانستنشه چو شد آگاه بعد از چند گاه
  6. بخش ۶۱ - حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویهکوهکن کانبازی پرویز کرد
  7. بخش ۶۲ - اندوهگین شدن شاه از تمادی شعف سلامان به صحبت ابسال و وی را به قوت همت از تمتع به وی بازداشتنشاه یونان چون سلامان را بدید
  8. بخش ۶۳ - حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیستاز حکیمی کرد شاگردی سؤال
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.