پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۵۵ - حکایت پیر روستایی با پسر

ساده مردی شد مسافر با پسر

هر دو را بر یک خرک بار سفر

بود پای از محنت ره ریششان

بر سر آن کوهی آمد پیششان

کوهی از بالا بلندی پر شکوه

موج زن دریایی اندر پای کوه

بر سر آن کوه راهی نیک تنگ

کز عبورش بود پای وهم لنگ

هیچ کس زانجا نیارستی گذار

تا نکردی از شکم پا همچو مار

هر چه افتادی ازان باریک راه

قعر دریا بودیش آرامگاه

ناگهان شد آن خرک زانجا خطا

زد پسر بانگ از قفایش کای خدا

شد خرم زین ره خطا نگذاریش

هر کجا باشد سلامت داریش

پیر گفتا بانگ کم زن ای پسر

کاختیار از دست او هم شد بدر

گر تو حکم راست خواهی خیز راست

اختیار اینجا گمان بردن خطاست

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۵۷ - حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلامیوسف کنعان چو در زندان نشست
  2. بخش ۵۸ - در دریا نشستن سلامان و ابسال و به جزیره خرم رسیدن و در آنجا آرام گرفتن و مقیم شدنچون سلامان هفته ای محمل براند
  3. بخش ۵۹ - حکایت گفتن وامق به آن که پرسید مقصود تو از این جست و جوی چیستخورده دانی گفت با وامق به راز
  4. بخش ۶۰ - آگاه شدن شاه از رفتن سلامان و خبر نایافتن از حال وی و آیینه گیتی نمای را کار فرمودن و حال وی را دانستنشه چو شد آگاه بعد از چند گاه
  5. بخش ۶۱ - حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویهکوهکن کانبازی پرویز کرد
  6. بخش ۶۲ - اندوهگین شدن شاه از تمادی شعف سلامان به صحبت ابسال و وی را به قوت همت از تمتع به وی بازداشتنشاه یونان چون سلامان را بدید
  7. بخش ۶۳ - حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیستاز حکیمی کرد شاگردی سؤال
  8. بخش ۶۴ - رسیدن سلامان پیش شاه و اظهار شفقت نمودن شاه با ویچون پدر روی سلامان را بدید
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.