پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۶۳ - حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیست

از حکیمی کرد شاگردی سؤال

کای مهندس کیست فرزند حلال

گفت آن کو عاقبت گردد شبیه

با پدر گر بخرد است و گر سفیه

چند روزی گر نماند با پدر

عاقبت خود را رساند با پدر

ور نه حال او بر این معنی گواست

دست از او بگسل که فرزند زناست

آن گیا کز خوید گندم خاسته ست

خوید گندم را به خود آراسته ست

گرچه می ماند به وی آغاز کار

چون رسد وقت درو در کشتزار

دانه اش گوید که او نی گندم است

نعت و نام گندمی از وی گم است

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۶۵ - در بیان چهار خصلت که از شرایط سلطنت استهست شرط پادشاهی چار چیز
  2. بخش ۶۶ - تنگدل شدن سلامان از ملامت پدر و روی در صحرا نهادن و آتش افروختن و با ابسال به هم به آتش درآمدن و سوخته شدن ابسال و سالم ماندن سلامانکیست درعالم ز عاشق زارتر
  3. بخش ۶۷ - حکایت آن منافق و آن مؤمن صادق که ردای وی را در ردای خود پیچیده در کوره آتش نهاد و ردای منافق بسوخت و ردای مؤمن سالم بمانددین پرستی کوره آتش به پیش
  4. بخش ۶۸ - بازماندن سلامان از ابسال و زاری کردن بر مفارقت اوباشد اندر دار و گیر روز و شب
  5. بخش ۶۹ - حکایت آن اعرابی اشتر گم کرده که میگفت کاشکی من نیز با اشتر خویش گم گشتمی تا هر که وی را یافتی مرا نیز با وی یافتیآن عرابی چون شد اشتر در شتاب
  6. بخش ۷۰ - شنیدن پادشاه حال سلامان را و عاجز ماندن از تدبیر کار او و در تدبیر آن به حکیم رجوع کردنچون سلامان ماند از ابسال اینچنین
  7. بخش ۷۱ - منقاد شدن سلامان حکیم را و تدبیر کار او کردنچون سلامان گشت تسلیم حکیم
  8. بخش ۷۲ - بیعت دادن پادشاه ارکان دولت خود را با سلامان و تسلیم کردن تخت و تاج را به ویافسر شاهی چه خوش سرمایه است
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.