پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۶۷ - حکایت آن منافق و آن مؤمن صادق که ردای وی را در ردای خود پیچیده در کوره آتش نهاد و ردای منافق بسوخت و ردای مؤمن سالم بماند

دین پرستی کوره آتش به پیش

گرم چون آتش به کسب و کار خویش

با منافق شیوه ای در دین دو رنگ

از پی اثبات دین برداشت جنگ

آن منافق گفت باآن دین پرست

هان بیار ار حجتی داری به دست

زو ردایش را طلب کرد از نخست

در ردای خویشتن پیچید چست

در میان کوره آتش نهاد

در ردای خصم دین آتش فتاد

ماند سالم زان ردای مرد دین

هین ببین خاصیت نور یقین

کان درونی سوخت چون خاشاک و خس

وانچه بیرون بود سالم ماند و بس

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۶۹ - حکایت آن اعرابی اشتر گم کرده که میگفت کاشکی من نیز با اشتر خویش گم گشتمی تا هر که وی را یافتی مرا نیز با وی یافتیآن عرابی چون شد اشتر در شتاب
  2. بخش ۷۰ - شنیدن پادشاه حال سلامان را و عاجز ماندن از تدبیر کار او و در تدبیر آن به حکیم رجوع کردنچون سلامان ماند از ابسال اینچنین
  3. بخش ۷۱ - منقاد شدن سلامان حکیم را و تدبیر کار او کردنچون سلامان گشت تسلیم حکیم
  4. بخش ۷۲ - بیعت دادن پادشاه ارکان دولت خود را با سلامان و تسلیم کردن تخت و تاج را به ویافسر شاهی چه خوش سرمایه است
  5. بخش ۷۳ - وصیت کردن پادشاه سلامان رالطف او مرهم نه هر سینه ریش
  6. بخش ۷۴ - اشارت به آنکه مراد از این قصه صورت قصه نیست بلکه مقصود از آن معنی دیگر است که بیان کرده خواهد شدباشد اندر صورت هر قصّه‌ای
  7. بخش ۷۵ - در بیان آنکه مقصود از اینها که مذکور شد چیستصانع بی‌چون چو عالم آفرید
  8. بخش ۷۶ - خاتمه کتابجامی ای کرده بساط عمر طی
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.