پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۳۳ - در صفت بزم عیش سازی و سرود عشرت پردازی وی

شب که از هر کار دل پرداختی

با حریفان نرد عشرت باختی

بزمگاهی چون بهشت آراستی

مطربان حور پیکر خواستی

چون دماغ او شدی از باده گرم

برگرفتی از میان جلباب شرم

گاه با قوال دمساز آمدی

با مغنی نغمه پرداز آمدی

تن تنش را از لب شکر شکن

چون مسیحا جان درآوردی به تن

گه شدی همراه نایی رهسپر

کرد از لبها نیش را نیشکر

بانگ نی را با شکر آمیختی

گوش را شکر به دامن ریختی

گاهی از چنگی گرفتی چنگ را

تیز کردی سوزناک آهنگ را

فندق تر ریختی بر خشک تار

در تر و در خشک افکندی شرار

گاهی از بربط چو طفل خردسال

در کنار خود به زخم گوشمال

ناله های دردناک انگیختی

بالغان را از مژه خون ریختی

گاه می شد بلبل آوا در غزل

گاه می زد دست در قول و عمل

هر شب اینش کار بودی تا سحر

با حریفان اینچنین بردی به سر

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۳۵ - در صفت کمانداری و تیراندازی ویشه چو گشتی بعد چوگان باختن
  2. بخش ۳۶ - در صفت جود و سخا و بذل و عطای ویبود در جود و سخا دریا کفی
  3. بخش ۳۷ - حکایت گریختن قطران شاعر از بسیاری عطای ممدوح خود فضلونبود قطران نکته دانی سحرساز
  4. بخش ۳۸ - اشارت به آنکه مقصود ازین مدحت ها مدحت شهریار کامگاریست خلدالله ملکه و سلطانهشب خرد آن ناصح شیرین خطاب
  5. بخش ۳۹ - حکایت عاشقی که دفع گمان اغیار را وصف معشوق خود در لباس آفتاب و ماه و غیر آن کردیعاشقی در گوشه ای بنشسته بود
  6. بخش ۴۰ - به کمال رسیدن اسباب جمال سلامان و ظاهر شدن عشق ابسال بر وی و حیله نمودن تا وی را نیز گرفتار خود گرداندچون سلامان را شد اسباب جمال
  7. بخش ۴۱ - حکایت زلیخا که بر همه اطراف منزل خود تصویر جمال خود کرد تا یوسف به هر طرف نگرد صورت وی بیند به وی میل کندبین زلیخا را که جان پر امید
  8. بخش ۴۲ - تأثیر کردن حیله های ابسال در سلامان و مایل شدن به سوی ویچون سلامان با همه حلم و وقار
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.