پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۲۵ - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیست

از شه یونان حکیم تیزهوش

کرد چون افسانه فرزند گوش

گفت شاها هر که او شهوت نراند

در غم محرومی از فرزند ماند

چشم عقل و علم کور از شهوت است

دیو پیش دیده حور از شهوت است

هر کجا غوغای شهوت کرد زور

می برد از دل خرد از دیده نور

سیل شهوت هر کجا طوفان کند

خانه اقبال را ویران کند

راه شهوت پر گل و لای بلاست

هر که افتاد اندرین گل برنخاست

هر که یک جرعه می شهوت چشید

تا ابد روی خلاصی را ندید

زان می اندک به حرمت خوار شد

کاندکش مستدعی بسیار شد

از می اندک چو یک جرعه چشی

در مذاق تو نشنید زان خوشی

آن خوشی در بینی ات گردد مهار

در کشاکش داردت لیل و نهار

تا نبازی جان به راه نیستی

نبودت ممکن کزان باز ایستی

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۲۷ - در مذمت زنان که محل شهوت موقوف علیه فرزندان استچاره نبود اهل شهوت را ز زن
  2. بخش ۲۸ - حکایت سلیمان علیه السلام و بلقیس که از مقام انصاف سخن گفته اندبود بلقیس و سلیمان را سخن
  3. بخش ۲۹ - تدبیر کردن حکیم در ولادت فرزند بی موافقت زنان و دایه گرفتن از برای تربیت ویکرد چون دانا حکیم نیکخواه
  4. بخش ۳۰ - حکایت آن موسوس سودایی که به سبب آلایش جانوران دریایی دست از آب دریا شست و آبی پاکیزه تر از آب دریا جستآن موسوس بر لب دریا نشست
  5. بخش ۳۱ - قیام نمودن ابسال به دایگی سلامان و دامن بر زدن در پرورش آن پاکیزه دامانشاه چون دایه گرفت ابسال را
  6. بخش ۳۲ - در صفت حدت فهم و جودت نظم و نثر ویلطف طبعش در سخن مو می شکافت
  7. بخش ۳۳ - در صفت بزم عیش سازی و سرود عشرت پردازی ویشب که از هر کار دل پرداختی
  8. بخش ۳۴ - صفت چوگان باختن وی با همسران و گوی بردن وی از دیگرانچون تن از خواب سحر آسودیش
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.