پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۲۳ - در مذمت فرزند ناخلف

اینکه گفتم حال فرزند نکوست

کش به اصل خویش پیوند نکوست

آن که باشد بد سگال و بد سرشت

در سرشت او هزاران خوی زشت

به بود کز سلک دوران داریش

پیش گیری شیوه بیزاریش

نوح را فرزند چون نااهل بود

فطرت او بر غرور و جهل بود

داغ بر وی لیس من اهلک کشید

روی بیرون رفتن از طوفان ندید

چون نباشد حال هر فرزند نیک

از خدا می کن طلب فرزند لیک

آنچنان فرزند کآخر در دعا

مرگ او جستن نباید از خدا

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۲۵ - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیستاز شه یونان حکیم تیزهوش
  2. بخش ۲۶ - حکایت آن کریمی که دعوت سفله را اجابت نکرد تا صحبت با سفلگان عادت وی نگرددچون سوی اینان لئیمی پی برد
  3. بخش ۲۷ - در مذمت زنان که محل شهوت موقوف علیه فرزندان استچاره نبود اهل شهوت را ز زن
  4. بخش ۲۸ - حکایت سلیمان علیه السلام و بلقیس که از مقام انصاف سخن گفته اندبود بلقیس و سلیمان را سخن
  5. بخش ۲۹ - تدبیر کردن حکیم در ولادت فرزند بی موافقت زنان و دایه گرفتن از برای تربیت ویکرد چون دانا حکیم نیکخواه
  6. بخش ۳۰ - حکایت آن موسوس سودایی که به سبب آلایش جانوران دریایی دست از آب دریا شست و آبی پاکیزه تر از آب دریا جستآن موسوس بر لب دریا نشست
  7. بخش ۳۱ - قیام نمودن ابسال به دایگی سلامان و دامن بر زدن در پرورش آن پاکیزه دامانشاه چون دایه گرفت ابسال را
  8. بخش ۳۲ - در صفت حدت فهم و جودت نظم و نثر ویلطف طبعش در سخن مو می شکافت
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.