پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۲۲ - حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرنده

آن مسافر بهر دولت یابیی

ماند شب در خانه اعرابیی

جمله فرزندانش از خرد و بزرگ

یافت همنام ددان چون شیر و گرگ

هر که بود از خادمانش یکسره

گوسفندش نام بودی یا بره

گفت با او کای سپهدار عرب

آیدم زین نامها امشب عجب

گفت فرزندان که در خیل منند

مستعد از بهر قهر دشمنند

خادمان از بهر خدمتگاریند

متصل در شغل مهمانداریند

گرگ باید قهر دشمن را و شیر

تا بود بر کشتن دشمن دلیر

بهر خدمت بره به یا گوسفند

تا ز فعل او نیابد کس گزند

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۲۴ - حکایت شخصی که در ولادت فرزند از بزرگی استمداد همت کرده بود و باز از برای خلاصی از شر وی از همان بزرگ استمداد می کردپیش شیخی رفت آن مرد فضول
  2. بخش ۲۵ - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیستاز شه یونان حکیم تیزهوش
  3. بخش ۲۶ - حکایت آن کریمی که دعوت سفله را اجابت نکرد تا صحبت با سفلگان عادت وی نگرددچون سوی اینان لئیمی پی برد
  4. بخش ۲۷ - در مذمت زنان که محل شهوت موقوف علیه فرزندان استچاره نبود اهل شهوت را ز زن
  5. بخش ۲۸ - حکایت سلیمان علیه السلام و بلقیس که از مقام انصاف سخن گفته اندبود بلقیس و سلیمان را سخن
  6. بخش ۲۹ - تدبیر کردن حکیم در ولادت فرزند بی موافقت زنان و دایه گرفتن از برای تربیت ویکرد چون دانا حکیم نیکخواه
  7. بخش ۳۰ - حکایت آن موسوس سودایی که به سبب آلایش جانوران دریایی دست از آب دریا شست و آبی پاکیزه تر از آب دریا جستآن موسوس بر لب دریا نشست
  8. بخش ۳۱ - قیام نمودن ابسال به دایگی سلامان و دامن بر زدن در پرورش آن پاکیزه دامانشاه چون دایه گرفت ابسال را
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.