پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۱۸ - حکایت تعبیر معبر خواب آن ساده‌مرد را بر سبیل سخریه و استهزا و راست آمدن آن تعبیر بی‌شایبه تبدیل و تغییر

رفت پیش آن مَعبَر‌، ساده‌ای

از ره عقل و خرد افتاده‌ای

گفت «دیدم صبحدم خود را به‌خواب

در دهی سرگشته ویران و خراب

هر کجا از دور دیدم خانه‌ای

بود بی دیوار و در ویرانه‌ای

چون نهادم در یکی ویرانه پای

کرد پای من درون گنج جای‌»

آن معبر گفت با مسکین به طنز

کای گرانمایه به گنج کنت کنز

آهنین نعلینی اندر پا فکن

سنگ خارا بر شکاف و کوه کن

هر زمان می‌کش به یک ویرانه رخت

پای خود را بر زمین می‌کوب سخت

هر کجا پایت خورد غوطه به خاک

کن به ناخن‌های دست آن را مغاک

چون دهی آن خاک را زینسان شکست

شک ندارم کافتدت گنجی به‌دست

چون به صدق اعتقاد آن ساده‌مرد

رفت و بر قول معبر کار کرد

شد فرو در جست و جو نابرده رنج

در نخستین گام پای او به گنج

صدق می‌باید به هر کاری که هست

تا فتد دامان مقصودت به‌دست

گر فتد در صدقت اندک تاب و پیچ

جست و جوی تو همه هیچ است هیچ

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۲۰ - اشاره به آنچه حق سبحانه و تعالی در شأن پادشاهان عجم به داوود علیه السلام کرده استگفت با داوود پیغمبر خدای
  2. بخش ۲۱ - ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن بابچون به تدبیر حکیم نامدار
  3. بخش ۲۲ - حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرندهآن مسافر بهر دولت یابیی
  4. بخش ۲۳ - در مذمت فرزند ناخلفاینکه گفتم حال فرزند نکوست
  5. بخش ۲۴ - حکایت شخصی که در ولادت فرزند از بزرگی استمداد همت کرده بود و باز از برای خلاصی از شر وی از همان بزرگ استمداد می کردپیش شیخی رفت آن مرد فضول
  6. بخش ۲۵ - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیستاز شه یونان حکیم تیزهوش
  7. بخش ۲۶ - حکایت آن کریمی که دعوت سفله را اجابت نکرد تا صحبت با سفلگان عادت وی نگرددچون سوی اینان لئیمی پی برد
  8. بخش ۲۷ - در مذمت زنان که محل شهوت موقوف علیه فرزندان استچاره نبود اهل شهوت را ز زن
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.