پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۱۵ - در بیان آنکه امضای عزیمت بر ترک گناه در مشیت حق است سبحانه و تعالی اگر امضا کند شکر باید کرد والا عذر باید آورد

توبه چون شیشه قضا آمد چو سنگ

شیشه را با سنگ نبود تاب جنگ

چون قضا با توبه آید سازگار

توبه را باشد بنایی استوار

ور نیاید سازگار او قضا

خوش نباشد جز به حکم او رضا

توبه ده توبه شکن هر دو قضاست

نسبت اینها به خود کردن خطاست

گر دهد توفیق توبه شکری گوی

ور نه عاصی وار راه عذر پوی

توبه از ماضی پشیمان گشتن است

وز معاصی حالیا بگذشتن است

عزم کردن کاندر استقبال هم

بر معاصی باشدت اقبال کم

گر به فرض این عزم تو ناید درست

کاختیار آن نه اندر دست توست

یکدم از اصلاح آن غافل مخسب

گرچه افتادی به گل در گل مخسب

عزم می کن کز گنه باز ایستی

جاودان با توبه دمساز ایستی

بو که فضل حق به ره باز آردت

یمن این عزم از گنه باز آردت

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۱۷ - اشارت به خوابی که ناظم در اثنای این دیباچه دیده و تعبیر آن چنانچه خود کرده آرمیدهچون رسیدم شب بدینجا زین خطاب
  2. بخش ۱۸ - حکایت تعبیر معبر خواب آن ساده‌مرد را بر سبیل سخریه و استهزا و راست آمدن آن تعبیر بی‌شایبه تبدیل و تغییررفت پیش آن مَعبَر‌، ساده‌ای
  3. بخش ۱۹ - آغاز مقال در شرح صورت حال سلامان و ابسالشهریاری بود در یونان زمین
  4. بخش ۲۰ - اشاره به آنچه حق سبحانه و تعالی در شأن پادشاهان عجم به داوود علیه السلام کرده استگفت با داوود پیغمبر خدای
  5. بخش ۲۱ - ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن بابچون به تدبیر حکیم نامدار
  6. بخش ۲۲ - حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرندهآن مسافر بهر دولت یابیی
  7. بخش ۲۳ - در مذمت فرزند ناخلفاینکه گفتم حال فرزند نکوست
  8. بخش ۲۴ - حکایت شخصی که در ولادت فرزند از بزرگی استمداد همت کرده بود و باز از برای خلاصی از شر وی از همان بزرگ استمداد می کردپیش شیخی رفت آن مرد فضول
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.