پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سلامان و ابسال

بخش ۱۴ - حکایت آن پاره دوز به خرقه پاره دوزی اسباب معیشت اندوز که هر میوه تازه که رسیدی از آن مقداری خریدی و پیش عیال و اطفال خود بردی و با ایشان خوردی و گفتی به این خرسند باشید و چهره همت خود را به اندیشه زیادت نخراشید که طعم این میوه همه سال جز این نیست

پاره‌دوزی بود در اقصای ری

مطمئن بر پاره‌دوزی رایِ وی

با خمیده پشتی از بار عیال

داشت مشتی طفلکان خردسال

بود بر دلق معاش خویشتن

روز و شب از پاره‌دوزی وصله‌زن

چون رسیدی میوه‌های سال نو

خاطرش بودی به هر میوه گرو

سوی اهل خود به صد گونه حیل

آمدی هم جیب ازان پر هم بغل

پیش ایشان ریختی آن را دلیر

تا بخوردندی همه زان میوه سیر

بعد ازان گفتی که ای افتادگان

بر فراش محنت و غم زادگان

گر فتد صد بار ازین میوه به چنگ

جمله را اینست طعم و بوی و رنگ

ترک آز و آرزومندی کنید

طبع را مایل به خرسندی کنید

من چو خاکم زیر پای فقر پست

بیش ازینم برنمی آید ز دست

ادامه‌ی سلامان و ابسال

  1. بخش ۱۶ - حکایت آن می‌پرست که به مراتب کمال پیوست‌؛ از وی سبب آن پرسیدند گفت این از برکت آن یافتم که هرگز جام می بر لب نیاوردم که بر عزیمت آن بوده باشم که به جام دیگر آلوده گردممی‌پرستی رو به راه توبه کرد
  2. بخش ۱۷ - اشارت به خوابی که ناظم در اثنای این دیباچه دیده و تعبیر آن چنانچه خود کرده آرمیدهچون رسیدم شب بدینجا زین خطاب
  3. بخش ۱۸ - حکایت تعبیر معبر خواب آن ساده‌مرد را بر سبیل سخریه و استهزا و راست آمدن آن تعبیر بی‌شایبه تبدیل و تغییررفت پیش آن مَعبَر‌، ساده‌ای
  4. بخش ۱۹ - آغاز مقال در شرح صورت حال سلامان و ابسالشهریاری بود در یونان زمین
  5. بخش ۲۰ - اشاره به آنچه حق سبحانه و تعالی در شأن پادشاهان عجم به داوود علیه السلام کرده استگفت با داوود پیغمبر خدای
  6. بخش ۲۱ - ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن بابچون به تدبیر حکیم نامدار
  7. بخش ۲۲ - حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرندهآن مسافر بهر دولت یابیی
  8. بخش ۲۳ - در مذمت فرزند ناخلفاینکه گفتم حال فرزند نکوست
همه‌ی سلامان و ابسال ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.