پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۴۱ - جواب مجدالدین همگر

یک قطعه سوی بنده فرستاد مجددین

کان را بصد قصیده نشاید جواب کرد

معنی روشن وی و الفاظ عذب وی

آنکرده با سخن که بسنگ آفتاب کرد

خط شریف او بنکوئی چوآن نگار

کاندر بهار تازه بصحرا سحاب کرد

تشویر خوردم الحق و چونان خجل شدم

کز شرم خاطرم رخ از و در نقاب کرد

طبعم بطعنه گفت که برخیز و شرم دار

کس سنگ را معارض در خوشاب کرد؟

از روی حسب حال بگفت این سه چاربیت

پس توبه کرد طبعم و رای صواب کرد

گلگونه نشاط چه رنگ آورد بگوی

زیرا که از خجالت طبعم چو آب کرد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۳ - عذر تقصیر خدمتای کریمی که همای نظرت
  2. شمارهٔ ۴۴ - این قطعه از دیگری است در مدح جمال الدینشعر مخدوم من جمال الدین
  3. شمارهٔ ۴۵ - جواب مجیر بیلقانیهجو میگوئی ای مجیرک هان
  4. شمارهٔ ۴۶ - آری شود ولیک بخون جگر شودایخسروی که هر که کند بندگی تو
  5. شمارهٔ ۴۷ - غم خان و مانتا کی غم خان و مان و فرزند
  6. شمارهٔ ۴۸ - خوان از خونخوان میفکند کنون مسلمانان
  7. شمارهٔ ۴۹ - کیفر مجیرالدین بیلقانی در هجای اصفهانزاول که نفس ناطقه را از شعاع عقل
  8. شمارهٔ ۵۰ - صائم الدهرصائم الدهر اسبکی دارم
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.