پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۲۸

اوحدالدین توئی آنکس که ملوک

از تو جز لطف کفایت نکنند

آن تنجنج بسخنهات کنند

که در اخبار و حکایت نکنند

بلبلان وقت گل از شاخ درخت

جز ثنای تو روایت نکنند

نه ز تقصیرست ار حق ترا

دوستان تو رعایت نکنند

آری آن از عدم توفیق است

از سر عقل و درایت نکنند

دوستان را چو نخواهید آزرد

جرم تا کرده خیانت نکنند

ورچه صد جرم کنند از سر عفو

شکر گویند و شکایت نکنند

چون نباشد گنه از حد بیرون

گله بیرون ز نهایت نکنند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۰ - پوزش و سپاسدوش عقلم که نیست گفت ای آن
  2. شمارهٔ ۳۱ - شیشه آبقدری می صاف کهنی خواسته بودم
  3. شمارهٔ ۳۲ - قاروره بیمارپاره‌می بخواستم ز نجیب
  4. شمارهٔ ۳۳ - آب بجای میای بزرگی که پایه قدرت
  5. شمارهٔ ۳۴ - اشتیاقبخدائی که چنبر گردون
  6. شمارهٔ ۳۵ - ذم زاد بومچند گوئی مرا که مذمومست
  7. شمارهٔ ۳۶ - طالعنه بکوشش درست روزی خلق
  8. شمارهٔ ۳۷ - تکیه بدنیاکسی کودل درین محنت سرابست
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.