پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۳۳ - آب بجای می

ای بزرگی که پایه قدرت

اولش غایت کمال بود

آفتاب سعادتت آن نیست

کش پس استوار زوال بود

زین تحیت پس از دعا و ثنا

غرض بنده یک سوال بود

بارها با خواص خود گفتی

دست تحقیق چون جمال بود

پس ز بهر یکی قرابه می

که مرا بر تو رسم سال بود

چون پس از انتظار یکساله

آب بدهی مرا چه حال بود؟

تا ندیدم من آن ندانستم

کاب هرگز چنان زلال بود

هر که زینگونه می دهد بکسی

راستی جای قاف و دال بود

تو نفرموده من این دانم

کز تو این موصلت محال بود

یا غرض این بدست تا باری

بهمه مذهبی حلال بود

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۵ - ذم زاد بومچند گوئی مرا که مذمومست
  2. شمارهٔ ۳۶ - طالعنه بکوشش درست روزی خلق
  3. شمارهٔ ۳۷ - تکیه بدنیاکسی کودل درین محنت سرابست
  4. شمارهٔ ۳۸ - آدمی و دنیاآدمی زینجا نخواهد برد هیچ
  5. شمارهٔ ۳۹ - تهنیت عیدای لقای تو عید اهل کرم
  6. شمارهٔ ۴۰ - زاده سپاهانای که همای کرم طبع تو
  7. شمارهٔ ۴۱ - جواب مجدالدین همگریک قطعه سوی بنده فرستاد مجددین
  8. شمارهٔ ۴۲ - سپاسای بزرگی که ز شیرین سخنت
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.