پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۳۰ - پوزش و سپاس

دوش عقلم که نیست گفت ای آن

کت خرد عمر بی وفا گوید

تو که در وجود تاشه فضل

از کرم مدح تو گدا گوید

دولتست ار نه ریشخند که او

شعر گویدت وز ابتدا گوید

آنکه گر قدر او برآرد سر

قاب قوسینش مرحبا گوید

وانکه وقت رویت و فکرت

با دلش غیب ماجری گوید

وانکه در پرده چون سخن راند

شیوه رمز انبیا گوید

کلک او وقت معجز الفاظ

سخن از موسی و عصا گوید

قدرش از برتری سخن با چرخ

همچو با چاه مرتضی گوید

هر کجا لفظ عذب اوست کسی

زاب حیوان و کیمیا گوید؟

هر کجا بوی خلق او آید

کس حدیث گل و صبا گوید؟

قاف با قدرتست نقطه قاف

قافیه بهر تو چرا گوید

بحر چون خطبه شمر خواند

شمس کی مدحت سها گوید

رو دعای نکو بخدمت بر

بل کت احسنت برملا گوید

گفتم الحق صواب فرمودی

مثل تو خود کجا خطا گوید

لیک با لفظ گوهر افشانش

خاطر ما سخن کجا گوید

او همی طبع را دهد جلوه

نه همه از برای ما گوید

از سر فضل و از تفضل خویش

نه بپاداش ماجرا گوید

سخن اندر مقابل این شعر

جان گویا کجاست تا گوید

مگر آن گفته باز گوید هم

همچنان کز هوا صبا گوید

بلبلی زاغ را نوائی گفت

زاغ چون صوت آن نوا گوید

شمس لعلی بخاره بخشید

بکدامش بیان ثنا گوید

ماه از آفتاب گیرد نور

بچه دل شرح آن ضیا گوید

پادشاهی بسگ دهد طوقی

سگ کجا شکر پادشا گوید

آنکه از نکته اش بیابد روح

از خرافات ما چه وا گوید

بر دعا اقتصار باید کرد

که دعا به چو بی ریا گوید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۲ - قاروره بیمارپاره‌می بخواستم ز نجیب
  2. شمارهٔ ۳۳ - آب بجای میای بزرگی که پایه قدرت
  3. شمارهٔ ۳۴ - اشتیاقبخدائی که چنبر گردون
  4. شمارهٔ ۳۵ - ذم زاد بومچند گوئی مرا که مذمومست
  5. شمارهٔ ۳۶ - طالعنه بکوشش درست روزی خلق
  6. شمارهٔ ۳۷ - تکیه بدنیاکسی کودل درین محنت سرابست
  7. شمارهٔ ۳۸ - آدمی و دنیاآدمی زینجا نخواهد برد هیچ
  8. شمارهٔ ۳۹ - تهنیت عیدای لقای تو عید اهل کرم
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.